خرید بک لینک

ماه من...

گر ماهِ من برافکند از رخ نقاب را برقع فروهلد به جمال آفتاب را سعدی به استقبال... افکند از نگاه دو پهلو، نقاب را آیینه پیش چشم نشاند آفتاب را آرایه تازه بست، چه در پای سلسله مفتول ساخت، بافه ی گیسو گلاب را بر چهره اش نم عرقی از حیا نشست چندان که شست گرد گلی با حجاب را نوروز بود، فال که زد در نظر نداشت سر برگی قدیمی لای کتاب را فالی که نیک آمد و گل از گلش شکفت زیبا گرفت حالت مست و خراب را ترکیب زد به شوق و شتاب و نیاز و ناز در من شکست قلعه ی سنگین خواب را

برچسب: نویسنده: حمید جعفری تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:30

صفحه بندی