دست و رو در آب جو تر کردنم گیرم به ناچاریست من بخواهم یا نخواهم جویبار زندگی جاریست حسین منزوی جان دریا در نگاه روشنش از هر کران جاریست بی کرانه ابر یادش در جهان گرم گرانباریست نور گرما بخش خورشید است در دوران یخبندان گرچه در وصفش چنین تصویر تکراری به ناچاریست در چه فصل تازه دارد چشمه چشمه می شکوفد خاک یا کدامین جنبش جذاب و همپیمان به هشیاریست یا چه هنگام است در قحط وفا گلبانگ بر دل ها یا چه شور انگیز برپا خاستن های هواداریست او که در آفاق دارد زیر پرچم
برچسب:
نویسنده: حمید جعفری