در امتداد تنگه ی شب گم چرا شدیم با هم اسیر سوء تفاهم چرا شدیم حلقه به حلقه بر سَرِ ما شب فروکه ریخت یک سر حجاب تابش انجم چرا شدیم من گردباد گشتم و موجی مهیب تو چرخی زدیم و مست تلاطم چراشدیم مابی حساب ساقه ی سوسن شکسته ایم آفت علیه ی خوشه ی گندم چراشدیم وقتی غرور سایه ی ما را به تیر بست در جنگ سرد گرم تکلم چرا شدیم "در کوچه های سرد شبی بی فروغ ماه " از هم جدا زبانزد مردم چراشدیم :: دنیا دوروز بود جدا گانه روز و شب مرثیه خوان ِ مرگ تبسم چرا شدیم محمد یزدانی
برچسب:
نویسنده: حمید جعفری
تاريخ: شنبه
1 مهر
1402 ساعت: 18:35